عشق يعني...
دروغ های شیرین
یادش بخیر... که رفت... که رفت دنبال سرنوشت... که شکست و جا گذشت... که جای بوسه اش هنوز می سوزد... . . . که می سوزد و می نالد... که رفت و رفت و رفت... به اینکه کیو دوستت داره حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه کیو دوستت داره حتی یه ذره شک نکن هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم نمی دانم ... چرا وقتی که زخمی و خرابم رفیقانی که به دیدارم می آیند، "پیاله ای از نمک" برایم به هدیه می آورند. . که هر کس آن را در قلبش نگه می دارد برای همین است که هر وقت بخواهی عشقت را از کسی پس بگیری باید قلبش را بشکنی................ سنگ دلا چرا دگر جور و جفا نمی کنی؟ جور و جفا بکن اگر مهر و وفا نم زخم دگر بزن به دل، مرهم اگر نمی نهی درد دگر بده اگر خسته دوا نمی کنی عهد هر آنچه می کنی، وعده به هر که می دهی عهد ز یاد می بری، وعده وفا نمی کنی تیر غمم زدی به جان تا که به خون نشانیم هر چه کنی بکن بُتا، زان که خطا نمی کنی
ادامه مطلب
ی کنی
| Design By : Night Skin |



















